عزيز الدين النسفي ( مترجم : دهشيرى )

78

مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى )

كرده‌اند و دوستى دنيا از دل قطع كرده‌اند . اگر ناگاه اتفاق چنان مىافتد ، چيزى از دنياوى روى بديشان مىنهد ، يا چيزى از تنعّمات و لذّات دنياوى ايشان را ميسّر مىشود ، يا صحبت اهل دنيا پيش مىآيد ، قبول نمىكنند و مىگريزند . چنان‌كه ديگران از شير و پلنگ و مار و كژدم مىترسند و مىگريزند ، ايشان از دنيا و اهل دنيا مىترسند و مىگريزند . و آن طايفه كه رضا و تسليم و نظاره كردن اختيار كرده‌اند ، دانستند كه آدمى نمىداند كه به آمد وى در چيست . وقت باشد كه آدمى را چيزى پيش آيد و او را از آمدن آن چيز خوش آيد ، و زيان وى در آن چيز باشد ، و وقت باشد كه آدمى را چيزى پيش آيد و او را از آمدن آن چيز ناخوش آيد ، و سود وى در آن چيز باشد . چون اين طايفه برين سرّ واقف شدند ، تدبير و تصرّف خود و ارادت و اختيار خود از ميان برداشتند ، و راضى و تسليم شدند ، اگر مال و جاه بيامد ، شاد نشدند ، و اگر مال و جاه برفت ، غمناك نگشتند 49 ، و اگر نو رسيد ، پوشيدند و اگر كهنه رسيد پوشيدند . اگر به صحبت اهل دنيا رسيدند خوش بودند و خواستند كه اهل دنيا از ايشان سود كنند ، و اگر به صحبت اهل آخرت رسيدند ، خوش بودند و خواستند كه ايشان را از اهل آخرت سودى باشد . و اين بيچاره مدت‌هاى مديد بعد از ترك در عزلت و قناعت و خمول بودم ، و مدّت‌هاى مديد ، بعد از ترك در رضا و تسليم و نظاره كردن بودم . و حالى درين‌ام . و مرا به يقين نشد كه كدام شاخ بهتر است ، هيچ طرف را ترجيح نتوانستم كرد ، و امروز كه اين مىنويسم ، هم هيچ ترجيح نكرده‌ام . و نمىتوانم كرد ، از جهت آنكه در هر طرفى فوائد بسيار مىبينم ، و آفات بسيار هم بينم . فصل چهارم در بيان صحبت ( 17 ) بدانكه صحبت اثرهاى قوى و خاصيّت‌هاى عظيم دارد . هر سالكى كه به مقصد نرسيد و مقصود حاصل نكرد ، از آن بود كه به صحبت دانايى نرسيد . كار صحبت دانا دارد . هركه هرچه يافت ، از صحبت دانا يافت ، باقى اين همه رياضات و مجاهدات بسيار ، و اين همه آداب و شرائط بىشمار از جهت آن است كه تا سالك شايسته صحبت دانا گردد ، كه سالك چون شايسته به صحبت دانا گشت ، كار سالك تمام شد . ( 18 ) اى درويش ، اگر سالكى يك روز ، بلكه يك لحظه به صحبت دانايى رسد ، و